آدم هاي هزار سال بعد (مجموعه داستان)

ناشر: ستاد كنگره سرداران و ده هزار شهيد استان مازندران
نویسنده:
ابراهيم باقري حميدآبادي
کتاب باهمین موضوع
توضیحات: «ننه كلثوم» هرشب چشم انتظار پسرش «امام علي جان» بود. روياي آخرين خداحافظي امام علي جان در او زنده بود و هر روز او را به خيابان و جايي كه امام علي براي آخرين بار از او خداحافظي كرده بود، مي كشيد. رضا پسر ديگرش هرشب او را مي پاييد. ننه كلثوم به بهانه اي از خانه خارج مي شد و بعد از يك چشم انتظاري طولاني، رضا صبح جسم بي جان و نحيف او را به خانه مي آورد. 19 ارديبهشت سال 65 امام علي جان از ساري براي جنگ به انديمشك رفته بود و 25 سال از آن روز مي گذشت و ننه كلثوم هنوز منتظر آمدنش بود. اين داستان با الهام از زندگي شهيد «امام علي احمدي» در روستاي قاديكلا به تصوير كشيده شده است. مجموعة داستان هاي اين كتاب با الهام از زندگي شهيدان انقلاب و توسط كنگرة سرداران شهيد استان مازندران به نگارش درآمده است. انگشت در مشت، فاصله، حنابندان، گذر از پل، شب در جادة گلها، دخمه، من فراموش مي شوم و... عنوان ديگر داستان هاي اين مجموعه است.